**به شهر سکوت من خوش آمدید امیدوارم بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم راستی نامت را در قسمت نظرها بر نگاره قلبم بنویس تا همیشه در خاطرم بمانی **

تنها برای تو می نویسم
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1387
چرا ...

 

نمی نویسم .....

 چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی

 حرف نمی زنم ....

چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی

 نگاهت نمی کنم ....

 چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی

 صدایت نمی زنم ....

 زیرا اشک های من برای تو بی فایده است

 فقط می خندم ....

 چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام

اگه بدونی چقدر دلم برایت تنگ شده

 اگه بدونی چقدر قلبم برات بی تابی می کنه

 اگه بدونی شبا به یادت چقدر اشک می ریزم

 اگه بدونی زندگیم بدون تو چقدر سوت و کوره

 اگه بدونی چقدر...

 اگه بدونی...

Photo

 

یک بار دگر در کوچه خاطراتم آرام آرام  قدم می گذارم

و باز با تو بودن را در ذهنم مرور می کنم

لحظاتی که در زندگی من

پررنگ تر از سایر لحظات زندگیم به ثبت رسیده

در سکوت تنهائیم با تو حرف می زنم

گاهی تبسمی بر گوشه لبانم میهمان می شود

و گاهی احساس می کنم که دنیایی غم را به آغوش کشیده ام

شاید احساس غمم از دوری تو باشد

باز آهسته قدم بر می دارم

تا مبادا صدای قدمهایم سکوتم را بشکند

باز یک بار دگر به انتهای جاده خاطراتم رسیدم

و شاید روزی دیگر و ثبت خاطراتی دیگر ...

آخرین شبی که تو را در کوچه پس کوچه های خیالم

به تصویر کشیدم را به یاد دارم

هوا پر بود از بوی گلهای یاس وحشی

و نم نم باران شروع به باریدن کرده بود

هنوز یادم هست که نگاهت را برای لحظه ای از من بر گرفتی

و در آن لحظه احساس نمودم که دنیا برایم ویرانه ای بیش نیست

با خود زمزمه جدایی سر دادم

اما بار دگر تو نگاهت را بر چشمانم دوختی

باز مشامم پر شد از بوی گل یاس

اما ای کاش می گذاشتی که همان یکبار

 دنیا برایم ویرانه ای بیش جلوه نماید

تو نگاهم کردی اما با نگاهت هزاران بار مرا به عقب تر راندی

از من خواستی که نگاه برای همیشه از تو بر گیرم

اما مگر من غیر از نگاه در چشمانت

از تو چیز دیگری طلب کرده بود

من گدای نگاهت بودم

و کاخ رویایم را با آن بنا نهاده بودم

اما تو نگاهم را حتی به ارزان ترین قیمت هم خریدار نبودی

پس چرا مرا سالهای سال اسیر نگاهت کردی

چرا ...

گل همیشه بهار

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 281361


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
به یادگار برای کسی که نه!
برای به یادگار ماندن برای روزهای نیامده ی فردا می نویسم
تا یادم نرود آنچه که بودم.
چیزی نیست جز دل نوشت های من.

سلام ،
من نه فرشته ام و نه از جنس آسمون ،
و نه به قول اون نویسنده معروف یک کلوخ تیپا خورده
، من  فقط یه آدمم ،
یه آدم که گاهی زیادی مهربونه گاهی زیادی حساسه
و گاهی هم زیادی مغرور ،
آدمی که دوست داره همه رو دوست داشته باشه
و با همه زلال باشه !
اما افسوس که آدمای دیگه گاهی این چیزا رو حس نمی کنن !!
کاش خدای اون بالاها آدمایی رو سر راه هم قرار بده
که حرف همو بفهمن  ، به یه چیز بخندن ، به یه چیز اشک بریزن  ،
و فهم و ادب و ایمان چاشنی صداقت کلامشون باشه .
به همون خدای آسمونا
اینا شعر نیست شعار نیست لااقل برای من نیست
اینا از عمق وجود م بلند میشه
.
.
.
این منم که تو را می خوانم

نه پری قصه هستم در آفاق داستان

و نه قاصدکی در یک قدمی تو

کسی که همواره به یاد توست

سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم

برای کفتران چاهی دانه می ریزم

و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم

این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی

می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند

که تو مهربانترین مهربانی

پس آرام و گرم می نویسم

دوستت دارم


حرف دل
زمانی کودکی را فهمیدیم که بزرگ شده بودیم
                     ×××
و حرف را زمانی درک کردیم که  جز دروغ چیز دیگری برای گفتن نداشتیم ...  



بس که دیوار دلم کوتاه اس،هرکه از کوچه تنهایی ما میگذرد،به هوای هوسی هم که شده،سرکی میکشد و میگذرد

شناسنامه کامل من...